۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

یه عکس داشته باش از اولین ماهیی که می گیری

از اولین کارهای ترجمه یا مقالاتی که منتشر کرده ام عکسی ندارم! (بماند که تعدادشان زیاد هم نیست).  اما از "انتشار" که حرف می زنیم، از "جاودانگی" حرف می زنیم ** و این جاودانگی مثل جاودانگی خیلی ازعکس ها، شخصی نیست که  تنها برای قوم و خویش خود آدم بماند. اگر این نگارش یا ترجمه یا هر چه که منتشر شده خیلی خوب نباشد، با اثر نامطلوبی "جاودانه" می شویم! یکی از کارهای آینده ام این است که چند مقاله و ترجمه اولی را که منتشر کرده ام، دوباره بازنویسی کنم و در وبلاگ خودم بازنشر کنم (کمی شبیه به کسانی که در هر بار انتشار کتابشان، آن را ویرایش می کنند). نه به این دلیل که اولین ها بوده اند، بلکه به این دلیل که اولین کارهایم را در شرایط روحی نامناسبی انجام دادم و منظورم از این شرایط، شرایطی غیر از استرس کار اول یا ددلاین تحویل کار و اینهاست و از آن کارها راضی نیستم.  دنبال وقتی برای این کار می گردم.
 
بوده اولین کارهایی هم که انجام داده ام، ولی در همان اولین بار، بازخوردهایی که گرفته ام خوب بوده است.  چند وقتی هم از نگارششان می گذرد و همچنان نظرم از آن کارها برنگشته است. منتظرم ببینم کی به چیز جدیدتری می رسم یا ببینم محقق دیگری کار بهتری انجام داده است، که نظرم از کارم برگردد. آن وقت است که اول گرفتاری است.  بازنویسی  کارهای طولانی، کار ساده ای نیست. ولی قسمتی از کار آکادمیک همین است؛ برگشت به عقب، نقد و تجدید نظر در کار خود. 


عکس اولین نسخه هر کار را ولی باید نگه داشت. برای اینکه آدم بداند چند پله بالاتر آمده و امید بگیرد خیلی خوب است.

 
 
* عنوان این پست باز هم از وبلاگ آقای اولدفشن گرفته شده است
**  اشاره ای به کتاب موراکامی: " از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم"


 

هیچ نظری موجود نیست: