۱۳۹۱ آبان ۱۳, شنبه

كوتاه سخنرانی كن، به يادداشت‌هايت نگاه نكن، از پدرت تشكر كن

 
جناب "اولدفشن" در وبلاگش  مجموعه پست هایی دارد که در آن مقرراتی را برای پسر به دنیا نیامده اش تعیین می کند. یکی از آن مقررات این است که " کوتاه سخنرانی کن، به یادداشت هایت نگاه نکن، از پدرت تشکر کن".  گمان می کنم این سه قاعده، مهمترین قواعد ارائه یک سخنرانی هستند.  احتمالا "آستانه تحمل"  افراد مختلف برای "شنیدن" یک سخنرانی فرق می کند - از این نظر که مثلا چقدر تحمل می کنند و روی صندلی می نشینند در حالیکه توجه زیادی به سخنرانی ندارند و دیرتر یا زودتر سالن سخنرانی را ترک می کنند- ولی گمان نمی کنم بازه زمانی "تمرکز" افراد در "گوش کردن" به یک سخنرانی خیلی با هم فرقی داشته باشد.  احتمالا 20 دقیقه، 30 دقیقه یا نهایتا 45 دقیقه بشود با تمرکز زیاد به یک سخنرانی گوش کرد.  شخصا یکی از معیارهایم برای تشخیص سخنران خوب این است که نهایتا 30  دقیقه ای سخنرانیش را تمام کند. وقتی می شود یک تز 100 صفحه ای را در 20 دقیقه خلاصه کرد، حتما می شود یک مقاله 20-30 صفحه ای را هم در همان زمان یا در زمان کمتری ارائه کرد. معتقدم این قاعده حتی در روش تدریس هم باید به کار گرفته شود. استاد/معلم لزوما نباید خودش را مقید کند که عین 2 ساعت یا 3 ساعت یک کلاس، تدریس کند. و متقابلا دانشجو هم نباید زمانی که استاد برای تدریس در هر جلسه می گذارد را ملاکی برای خوب بودن یا بد بودن استاد بداند.
 
قاعده بعدی، قاعده "به یادداشت هایت نگاه نکن" است.  نگاه کردن به یادداشت و از رو خواندن گزارش یا مقاله، محدوده ارتباطات غیرکلامی با مخاطبان را بسیار محدود می کند و از این نظر یک نکته منفی به حساب می آید.
 
قاعده سوم هم این است که " از پدرت تشکر کن!" . قطعا در ارائه هر پژوهشی حتی کوچک،  کسانی که بالفرض کمک مالی کرده اند، مقاله را خوانده اند یا حتی آرامش ما را برای کار کردن تامین کرده اند، در کار سهم دارند.
 
 به سه قاعده جناب اولدفشن، قاعده "قبلش تمرین کن" را هم باید اضافه کرد.  حداقل یک بار -بسته به مهارت فرد در سخنرانی و احاطه به متنی که ارائه می شود- باید سخنرانی را تمرین کرد تا حداقل زمانی که برای ارائه نیاز است، تنظیم شود.
 
علاوه بر این، قاعده کلیشه ای سخنرانی نکن را هم باید اضافه کرد.  هر کاری حتی سخنرانی، قواعدی دارد ولی این قواعد نباید دست و پای سخنران را ببندند. همانطور که می شود از وبلاگ جناب اولدفشن، برای نوشتن در حوزه تجربه های آکادمیک ایده گرفت، حتما می شود برای سخنرانی کردن هم از شیوه هایی غیر از شیوه های ارائه شده در کتاب ها و وبلاگ های شیوه سخنرانی چیزهای زیادی آموخت.  خلاقیت، خودش مهم ترین اصل است!
 
 
 
 

هیچ نظری موجود نیست: