یادم می آید در دوران کارشناسی و حتی در دوران کارشناسی ارشد در ایران، اساتید زیادی حضور و غیاب می کردند . بعضی از اساتید هم قوانین سختگیرانه تری برای حضور و غیاب داشتند مثلا دانشجویی که دیر می آمد را هم غایب محسوب می کردند و یا دانشجو در طول یک ترم حدودا چهار ماهه ، همان سه جلسه غیبت را هم نباید می کرد، هر چند که از نظر آموزش دانشگاه موجه بود.
در دورانی که دانشگاه لوند بودم، هیچ کدام از اساتید حضور و غیاب نمی کردند. دیر آمدن سر کلاس هم ایرادی نداشت و از نمره دانشجو کم نمی کرد. اساتید سوئدی و اروپایی هیچ کدام اصول سختی نداشتند. تنها یکی از اساتید به دیر آمدن حساس بود، که یک خانم آمریکایی تقریبا سالمند بود. هر چند که در آمریکا درس نخوانده ام اما گمان می کنم استاد آمریکایی سختگیریش ناشی از این بود که نسبت به دانشجوهای فعلیش در دوران کلاسیکی درس خوانده بود و برایش دانشگاه بدون سخت گیری های استاد نسبت به دانشجو چیزی کم داشت.
در حقیقت، خیلی از قواعد دانشگاهی ضربتی و یک دفعه در دانشگاه پیدا نمی شوند و به ساختارهای اجتماعی بر می گردند. همین طور خیلی از اصول اساتید، با ملیت و سنشان و شرایط دوره ای که در آن تحصیل کرده اند، ارتباط نزدیک دارد. و همه این ها هر چند گزاره هایی هستند که نیاز به سنجش و توضیح دارند، اما از مشاهدات این طور بر می آید که درستند.
در ایران، البته، خیلی از سختگیری های اساتید قابل توجیه است. به دلیل ویژگی هایی که دانشجو در تاریخ ایران داشته است و نقش فعال سیاسی و اجتماعیش، خیلی از مواقع، دانشجوها، چند نفر چند نفر، کلاس نمی روند که دورهمی داشته باشند که لزوما هم دورهمی سیاسی و اجتماعی نیست و فقط برای این است که مثلا آن روز کلاس زیاد داشته اند، حوصله ندارند، دور هم چایی بخورند یا هر چه. منظورم این است که خود این "دور هم " بودن، گاهی یک منش دانشجویی است. اینجاست که ممکن است مثلا کلاس 40 نفره با مثلا 20 نفر تشکیل شود که استاد را شاکی می کند. و اصول و قوانین استاد سختگیرانه تر می شود، برای اینکه بتواند " بیاید هیچ کدام کلاس نرویم" را از رسمیت بیندازد. اینجاست که می شود به استاد حق داد. من دانشجوی درسنخوان در اروپا زیاد دیده ام اما این رسم دسته جمعی سر کلاس نرفتن را آنجا هیچ وقت ندیده ام.
با این وجود، از یک طرف حق دانشجو - که ممکن است واقعا مشکلی داشته یا شرایط روحی یا فکری مناسب برای شرکت در کلاس را نداشته- نباید نادیده گرفته شود و از طرفی سخت گیری بیشتر به دانشجو در اینگونه مواقع اصلا جواب نمی دهد. اصول استاد نباید طوری باشد که اطاعت از آن برای دانشجو غیرممکن باشد! اصولی مثل اصلا نباید دیربیایید یا اصلا طول ترم حق غیبت ندارید و .... در اینگونه مواقع بی اصولی یا قوانین نرم تر اتفاقا بیشتر جواب می دهد؛ هم دانشجویی که از سرپیچی لذت می برد، دیگر چیزی برای سرپیچی ندارد، هم دانشجویی که مشکلی دارد و نمی تواند در کلاس شرکت کند با خیال راحت به گرفتاریش می رسد یا استراحت می کند و هم حرمت استاد بیشتر حفظ می شود.
* باز هم برای عنوان از وبلاگ اولدفشن ایده گرفتم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر