اینکه در محیط آکادمیک، آدم خودش را موظف بداند یا اصلا موظف باشد که
به فرد دیگری کمک کند و یا از او درخواست کمک شده باشد، یک موقعیت است که به شکل
های متفاوتی می شود به آن نگاه کرد.
برای خیلی ها این موقعیت، یک توفیق است - با تعبیری دینی- یا یک فرصت
است که آدم خودش را موظف می داند کسی را که درخواست کمک کرده است تنها نگذارد؛
مثلا بنا به شناخت یا معرفی، کسی می داند که شما در زمینه ای می توانید به او کمک
فکری بدهید و در نوشتن مقاله یا تز یا نحوه پذیرش یا آمادگی برای کنکور یا هر چه
او را راهنمایی کنید. هستند کسانی که از شنیدن این درخواست ها یا سوال ها خوشحال
می شوند و با حال خوب و اشتیاق زیادی جواب ایمیل یا تلفن یا سوال حضوری شما را می
دهند. اینطور شخصی، کمک کردن را بخشی از شخصیت آکادمیک خودش می داند. اصلا بخشی از
انگیزه های فردیش برای ادامه تحصیل و کار دانشگاهی همین بوده است. می شود امیدوار
بود یا دعا کرد که به مرور زمان، روحیه اینطور اشخاص آکادمیک دچار فرسایش نشود.
ممکن است حتی چنین فردی پا را از انتظار کسی که در خواست کمک کرده است هم فراتر
بگذارد، مثلا خودش پرس و جو کند که کار را چه کردی، کاری داشتی باز بگو و به همین
منوال. ( معدود افرادی را که می شناسید معرفی بفرمایید).
اما طور دیگری هم می شود به اینطور موقعیت ها نگاه کرد. بعضی از افراد
در محیط آکادمیک تا نهایتی که جا داشته باشد و بشود فردگرا هستند. منظور از این
فردگرایی؛ استقلال فکری و تلاش فردی و اینها نیست. منظورم این است که گاهی
آکادمیسین از ابتدای راه خیال خودش را راحت کرده است؛ اینکه فقط در قبال خودش
مسئولیت دارد و لاغیر. مثال های دم دستی بزنم؛ احتمال دارد اگر دوران قبل از کنکور
ارشد یا دکترا و دوران دانشجویی خودتان را به یاد بیاورید، یادتان بیاید که مثلا
کسی که کنکوری را با موفقیت گذرانده بود حتی در حد اینکه به دانشجویان سال پایینتر
بگوید چه کتابی خوانده یا راه و چاه چیست دریغ داشته باشد تا برسد به جزوه دادن،
یا راهنمایی های عملیاتی در باره انجام تز یا پروژه یا هرچه. البته که آکادمیسین
فردگرا با چنین روحیه ای لزوما قرار نیست تک و تنها و مهجور بماند. به دلیل اینکه
ممکن است چنین فردی در برخورد با کسانی که درخواست کمک می کنند با روحیه فردگرایی
روبرو شود و در جای دیگر، وقتی خودش سوالی دارد یا راهنمایی می خواهد، افراد دیگر
را موظف به کمک کردن و راهنمایی دادن بداند.
با همه این تفاسیر و مثال های پراکنده می خواستم این را بگویم که روابط
در محیط آکادمیک گاه خیلی پیچیده می شود. گاهی فردی که خودش یک آکادمیسین پذیرنده
است، در موقعیت های زیادی مهجور بوده و برای اینکه هنوز به روابط و معادلات خوب و
سالم امیدوار است - اگر نگویم به آرمان های سابقش- به جای اینکه بی مهری ها را
تلافی کند، آنطور با بقیه رفتار می کند که دوست داشته با او رفتار شود و کمتر شده.
از طرفی، همه افراد فردگرا هم لزوما به قصد تلافی، به درخواست ها و کمک ها بی
تفاوت نیستند بلکه در جای خودش، کمک یا همفکری گرفته اند ولی در جای دیگر احساس
مسئولیت نمی کنند. این روابط را با قواعدی مثل "حق و وظیفه"، "تهعد
دوسویه" و غیره نمی شود توضیح داد. اینطور روابط بیشتر از طریق مفاهیمی مثل
اخلاق آکادمیک و شخصیت آکادمیک و روحیه فردی، ... قابل توضیحند. بستگی دارد که شما
بامعرفت باشید یا نباشید! فکر کنید اگر کمک فکری بدهید از فکرتان کم می شود یا
زیاد می شود! از جزوه یتان کپی کنند، رنگ جزوه یتان می رود یا نمی رود! اگر به
دیگران بگویید آن راهی را که شما رفته اید چطور می شود طی کرد که یک جفت کفش کمتری
پاره شود، به راه شما اضافه می شود یا نمی شود... (راحتتر بگویم این روابط را تنها
از طریق بازتعریف مفاهیمی مثل حسادت، سخاوت، بخل و... در زمینه و محیط آکادمیک می
شود تبیین کرد).
از همه این ها مهمتر این است که فرد آکادمیک اگر یک وقتی به شخصی این امید - نه حتی قول- را داد که
مثلا سوالی داشتی بپرس؛ راهنمایی خواستی بگو، من در این زمینه می توانم کمکت کنم
... از همان ابتدای کار یا نیمه کار، همه چیز را فراموش نکند. آکادمیسین فردگرا و
بی تفاوت از آکادمیسین پذیرنده فراموشکار بهتر است!
* بخشی از عنوان - " اگر به كسی كمك پیشنهاد میكنی، تا پايان كار
را رها نكن" - از وبلاگ اولدفشن گرفته شده.
** چندی پیش، شخصی که نمی شناختم ایمیل زد که اگر می شود در فلان بخش
تز یک کمک فکری بدهید. من جواب دادم که چشم ولی بخشی از کار به حوزه من مربوط
نیست، شما این بخش را از این آقا و آن خانم بپرس، به این بخش کار که رسیدی، حوزه
من است خبر بده که بگویم بهتر است چه کار کرد. دیگر خبری نشد! فکر کردم آنقدر از
این سوال ها و کمک ها خواسته ایم و "بعدا بیا" شنیده ایم که وقتی هم
واقعا می گوییم "بعدا بیا من هستم" ، احتمالا اینطور تعبیر می شود که
داریم وعده سر خرمن می دهیم! یعنی خواستم بگویم اعتماد در روابط آکادمیک حدودا در
چه سطحی است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر