۱۳۹۱ خرداد ۵, جمعه

تکنیک های نوشتن پایان نامه (یک): فاصله گرفتن از نوشتن



احتمالا همه کسانی که در حوزه علوم اجتماعی، نوشتن پایان نامه را تجربه کرده اند، می دانند که بیشتر استراتژی ها و یا تاکتیک هایی که برای نوشتن پایان نامه یادگرفته ایم  به استراتژی ها و تاکتیک های درس روش تحقیق محدود می شود. بقیه استراتژی ها و تاکتیک ها - شاید هم بیشترشان- چیزهایی هستند که خودمان به طور تجربی یاد می گیریم. با توجه به اینکه با فاصله کمی، دو پایان نامه در حوزه علوم اجتماعی نوشته ام، در مورد نوشتن پایان نامه، حرف های زیادی برای گفتن دارم که هر وقت فرصتی باشد بیشتر در این مورد می نویسم
 
 جدا از روش های انجام تحقیق و نوشتن پایان نامه، یادگیری تکنیک های فردی هم خیلی کارگشا هستند.  یکی از مهمترین تکنیک های نوشتن پایان نامه، فاصله گرفتن از نوشتن است. این تکنیک، به خصوص وقتی در بخش نظری، برای تعیین رویکرد یا چهارچوب نظریمان دچار سردرگمی هستیم، خیلی به کار می آید. در این مواقع، هر چقدر بیشتر با کتاب ها و مقالات کلنجار برویم، پایان نامه خسته کننده تر و کار ساکن تر می شود. بهترین کار، در چنین شرایطی فاصله گرفتن از نوشتن است.  وقتی پایان نامه کارشناسی ارشد ایران را می نوشتم، در همان روزهایی که مثلث بندی نظری تز و  تلفیق تئوری های مختلف خیلی زمانبر و گود شده بود و من هر چه بیشتر می خواندم و می نوشتم، هی بیشتر در کار فرو می رفتم و آن یک سطل آبی که باید بالا می کشیدم ، بالا نمی آمد، کل کار را رها کردم و کتاب ناتور دشت سلینجر را دست گرفتم - انفصال روحم از کار و نوشتن و خواندن خیلی شبیه انفصال هولدن کالفیلد از مدرسه پنسی و درس و مشق و کتاب بود. همراه شدن با هولدن خیلی کمک کرد که به اندازه همان دو سه روزی که او از مدرسه بیرون زده بود، از دست پایان نامه خودم را خلاص کنم (و یکپارچگی شخصیت هولدن در آخر داستان بی شباهت به یکپارچگی وقتی که من برای اتمام پایان نامه گذاشتم نبود- هر دو با وجود تمام تناقضاتی که با خیلی چیزها داشتیم راه خودمان را پیدا کردیم)
 
پیش از اینکه وسط نوشتن پایان نامه، یک کتاب داستانی بخوانم، کارهای معمول دیگری هم برای فاصله گرفتن از نوشتن انجام داده بودم، مثل پیاده روی یا عکاسی . ولی برای فاصله گرفتن از کار، باید فعالیتی را انتخاب کرد که ذهن را به طور کامل از تز دور کند.  این تکنیک ها فردی و تجربی هستند و بنابراین برای هر شخصی می توانند متفاوت باشند. کارهایی مثل ورزش یا گوش دادن به موسیقی یا آشپزی، ذهن من را از تز دور نمی کرد،  برای فرد دیگر ولی ممکن است این کارها اثربخش باشند


هیچ نظری موجود نیست: