زیاد شنیده ایم و شاید دیده ایم که در محیط دانشگاه جدیت خیلی مهم است یا شاید اصلا یک اصل است. جدیت در شرکت به موقع سر کلاس، جدیت در جزوه نوشتن، جدیت در درس خواندن، جدیت در درس دادن، جدیت در ارتباط با دانشجو، جدیت در ارتباط با همکلاسی هایی که رابطه دوستی با ما ندارند... حد این جدیت به خرج دادن حالا کجاست؛ نیاز به توصیف بیشتری دارد و کمی هم شخصی است. اما برایم مسلم است که این جدیت وقتی آنقدر است که مثلا دو همکلاسی یا یک استاد و دانشجو که همدیگر را می شناسند و در این محیط و نه حتی خارج از آن همدیگر را می بینند، ولی هیچ کدام برای سلام کردن پیش قدم نمی شوند؛ در حال لطمه زدن به چیزهایی است که از جدیت اهمیت بیشتری دارند. اینگونه جدیت به خرج دادن و مثال ها و مصادیق دیگر از این دست، فرعی است که در حال صدمه زدن به اصل است و به اشتباه، به جای اصل گرفته شده.
اگر جدیت برایمان یک اصل است و در ذهنمان معنای تلاش، کنش یا رفتار خشک و غیرقابل انعطاف دارد، بهتر است برانداخته شود. جدیت آن قدری خوب است که مثلا مانع نشود که ما دونفری که در دانشگاه همدیگر را می شناسیم، هر کدام منتظر دیگری باشیم تا دیگری اول سلام کند. اگر غیر از این بود، به جدیت در بقیه ی عرصه ها و زمینه ها در محیط دانشگاهی باید مشکوک بود؛ احتمالش زیاد است که محیط دانشگاهی در بقیه زمینه هایی هم که براساس روابط انسانی استوار است، غیر منعطف و خشک باشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر