۱۳۹۱ آذر ۲, پنجشنبه

تلاش های بین رشته ای: عکاسی مستند اجتماعی یا عکاسی از در و دیوار

تحقیقات بین رشته ای را دوست دارم. می گویم دوست دارم و از فعل دیگری استفاده نمی کنم دقیقا به این دلیل که از خواندن و دیدن کارهای بین رشته ای لذت می برم. علاوه بر این، کارهای بین رشته ای از ابعاد متفاوتی به یک پدیده نگاه می کنند و مثلا اگر قرار باشد راه حلی هم ارائه بدهند، راه حل بهتری به دست می دهند. البته وقتی کار بین رشته ای خیلی ریاضی وار و فرمول وار می شود حسابش برای من یکی سواست؛ مثلا وقتی به جایی می رسد که ریاضی را با ارتباطات انسانی پیوند می زند؛ علاوه بر اینکه شخصا معتقدم کار انتزاعی می شود، از لذت کار هم کم می شود.
 
بین تحقیق بین رشته ای، با دیگر تحقیقات، باید دو تفاوت مهم قائل شد. تفاوت اول، که خیلی واضح است این است که دانشجو/محقق باید شناخت جامعی - حتی اگر نگوییم کامل- به دو سه حوزه مختلف داشته باشد. تفاوت دوم هم این است که از وارد شدن به حوزه های جدید نترسد.
 
سه چهار سالی است که تقریبا هر جا که می روم دوربین همراهم است. تقریبا در تمام مدت این سه چهار سال، هیچ وقت به این فکر نمی کردم که از عکس هایی که از در و دیوار می گیرم روزی برای کار دیگری استفاده کنم؛ عکاسی می کردم برای اینکه عکاسی برایم لذت بخش بود، حتی عکاسی از در و دیوار. بعد از سه چهار سال که دوباره عکس ها را مرور کردم دیدم می شود چندین مجموعه عکس با موضوعات اجتماعی مختلف از میان این عکس ها جدا کرد. خوب تنها کاری که می توانستنم بکنم این بود که از انتشار این مجموعه های عکس که عکاس حرفه ای پشتشان نبود نترسم. اولین مجموعه با عنوان "اروپا و دوچرخه سواری در شهر؛ زیبایی و جانبخشی به فرهنگ و منظر شهری"، چند روز پیش در وب سایت انسان شناسی و فرهنگ منتشر شد. سعی کردم از عکس ها برای به تصویر کشیدن شناختی که لااقل برای خودم به وجود آمده ، استفاده کنم.
 
حالا بعد از انتشار اولین مجموعه، سوال های دیگری برایم مطرح است که تلاش اولیه ام را برای نگاه به عکاسی مستند اجتماعی به عنوان یک تلاش بین رشته ای، مورد سوال قرار می دهند:
 
- آیا عکاسی مستند اجتماعی یک نوع از پژوهش است که از زبان رسانه ای به نام عکس برای به تصویر کشیدن پدیده های اجتماعی استفاده می کند تا حاصل کار شناختی اجتماعی باشد؟
- آیا عکاسی مستند اجتماعی صرفا یک تلاش مشترک اجتماعی و عکاسانه است و کار پژوهشی نیست؟
- آیا عکاسی مستند اجتماعی تلاشی است برای مستند کردن وقایع و پدیده های اجتماعی؟
- حاصل عکاسی و دید اجتماعی، حتی اگر عکس خوب و شناخت اجتماعی گویایی باشد، آیا در حد توصیف، گزارش یا طرح مسئله کردن باقی می ماند؟ یا حاصل کار را به عنوان یک کار پژوهشی می شود حساب کرد و عکاسی مستند اجتماعی ظرفیت های دیگری هم دارد؟
- چقدر از عکاسی مستند اجتماعی به عنوان یک پژوهش بین رشته ای می شود نام برد؟
- اگر عکاسی مستند اجتماعی ، یک پژوهش بین رشته ای است، برای این کار چقدر باید عکاسی بلد بود یا دانش اجتماعی داشت؟
 
امیدوارم مجموعه های عکس دیگر هم منتشر شوند و بتوانم با همفکری با دیگران، جواب این سوال ها را پیدا کنم و رابطه ام با عکاسی مستند اجتماعی را تعیین کنم، لااقل به طور نسبی.

 

هیچ نظری موجود نیست: